در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - احزاب و تحزب در اندیشه امام خمینی (ره)

احزاب و تحزب در اندیشه امام خمینی (ره)

بهرام اخوان کاظمی(دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شیراز)

کد خبر: 19854 | تاریخ خبر: 28/10/1390
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

 
در اکثر سخنان امام خمینی(ره)، تاکید مکرر بر حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه است لذا تحزب و تشکّل منجر به تفرقه مورد تائید امام نبود و تحزب صحیح از منظر ایشان می بایستی با مصالح دینی و ملی مطابق و همسو باشدامام خمینی(ره) نسبت به آفات و معایب تحزب و احزاب بویژه در دهه های اخیر در کشورمان اشراف کامل داشتند و ضمن ارائه نقدهای متعدد نسبت به تحزب در جوامع غربی و به تبع آن در جهان سوم و کشور ایران، موافقتی مشروط با این پدیده داشتند. اما باید خاطر نشان نمود که این موافقت مشروط به انضمام دیدگاه انتقادی نسبت به تحزب، به هیچ وجه به معنای مخالفت آن حضرت با دستاوردها و ابعاد نظام های دموکراتیک و مؤلفه های آن همانند احزاب نبود بلکه امام (ره)، اساساً نظام اسلامی را دموکراسی واقعی می نامیدند
با پیروزی انقلاب اسلامی، به دلایل مختلفی، اقبال به احزاب سیاسی و تحزب به نحو فزاینده ایی افزایش یافت. وجود استبداد و خفقان در سلطنت پهلوی، نظام تک جزیی در دوره محمدرضا پهلوی و ممنوعیت فعالیت سایر احزاب – از کمونیستها گرفته تا اسلام گرایان-، دولتی بودن احزاب اصلی و غیر خودجوش بودن آن ها، و همچنین جو بسیار باز سیاسی آغاز جمهوری اسلامی و مساعد بودن وضعیت برای سهم و غنییت خواهی برای ظهور بسیاری از گروه های نوظهور، زمینه های پیدایش احزاب و تشکل های متعددی را فراهم ساخت و در نتیجه عدم تفاهم و وفاق این گروه های قدرت طلب، باعث ایجاد تشتّت و پراکندگی های گسترده و مناظره های فکری و حتی منازعات مسلحانه گردید تا جائیکه کلاس های درس دانشگاه تهران به اتاق جنگ این گروهک ها و احزاب بدل شد.
این وضعیت امام خمینی(ره) راواداشت تا در مورد احزاب و فعالیت های آن ها موضعی صریح و روشن اتخاذ کنند و فعالیت های احزاب را منوط به زیان نرساندن به امنیت جمهوری اسلامی و حاکمیت ملت اعلام نمودند. امام (ره) را نمی توان به طور کلی مخالف تحزب به شمار آورد. ایشان در عین حال که به «پدیده احزاب سیاسی» - که از دستاوردهای جوامع غربی است و به جوامع مسلمین نیز سرایت کرده – چندان خوشبین نبودند،اما مخالف فعالیت های حزبی و تشکیلاتی هم نبوده و ملاک صحت عملکردی احزاب را اندیشه و نوع کارویژه های آن ها به شمار می آوردند و می فرمودند که ما باید کوشش کنیم حزبمان را حزب الله کنیم زیرا احزاب با مقاصد غیر الهی را شیطانی می دانستند.
امام (ره) بارها همگان را دعوت به حزب الله و یا حزب مستضعفان نیز نموده است که در واقع همانند حزب جهانشمول قرآنی است که امت واحده و مقاصد آن را نمایندگی خواهد کرد. هر چند به فرموده ایشان چنین دعوتی به معنای مخالفت با تأسیس و عملکرد و سایر احزاب سالم و کارآمد و در راستای اهداف دینی و ملی نیست احزاب و تاسیس آنها مادام که توطئه گری ننمایند آزاد و بی اشکال می باشد.
این بیان هم به معنای عدم مغایرت تحزب و تأسیس احزاب با کارویژه های مثبت در نظام اسلامی است. و تنها مورد استثنا، حزب و تحزب گرایی در بین نیروهای مسلح است که امام (ره) بارها آن را نهی و ممنوع کرده اند و برای نظامیان، عضویت در حزب الله را جایز می دانستند.


نکته قابل تأمل آن است که دیدگاه های امام راحل درباره تحزب و احزاب و تشکل های سیاسی، می بایستی با توجه به موقعیت های زمانی و مکانی بیانات ایشان مورد توجه قرار گیرد.در ابتدای انقلاب و در وضعیتی که کشور بیشترین نیاز را به قول امام (ره) به وحدت و اتحاد کلمه داشت و بدیهی است تشتّت و تفرقه به عنوان یکی از آفات محتمل عملکرد تحزب، مورد تمایل امام (ره) نبود به همین دلیل در اکثر سخنان ایشان، تاکید مکرر بر حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه است لذا تحزب و تشکّل منجر به تفرقه مورد تائید امام نبود و تحزب صحیح از منظر ایشان می بایستی با مصالح دینی و ملی مطابقت و همسو باشد. فعالیت های احزاب و گره های سیاسی در گذشته (رژیم پهلوی و مشروطه) از نظر امام در چنین مسیری نبوده و اغلب آن ها – همچون حزب توده، حزب دموکرات، حزب رستاخیز- منبعث از بیگانگان و مخالف وحدت و منافع ملی تلقی می کرده اند، از این رو ایشان در نقد احزاب و کارویژه های منفی آنها – در دوره پهلوی-، به پاره ای دلایل و کاستی ها از قبیل: دولتی بودن ، فقدان اصالت و الگو برداری از کشورهای اروپایی، وابستگی به بیگانگان ، فقدان فرهنگ سیاسی ملازم با فعالیت حزبی و تعارض احزاب با انسجام و همبستگی اشاره می کنند.
با چنین سابقه ایی از تحزب در اندیشه امام، ایشان به لحاظ تجربه ناموفق فعالیت احزاب سیاسی در ایران و سرسپردگی بسیاری از آنان به بیگانگان، به فعالیت سیاسی در قالب حزب چندان خوشبین نبوده و مردم و نخبگان و حتی روحانیت را بدان تشویق نمی کردند و از تفرقه، اختلاف ودشمنی میان احزاب و جریان های سیاسی نگران بودند و کراراً آن ها را به وحدت و رعایت مصالح جامعه اسلامی دعوت می کردند از سویی برای روحانیت جایگاهی والا در جامعه قائل بوده و این نهاد را تشکلی فراحزبی و فراجناحی به شمار می آوردند از این رو فعالیت سیاسی آنان را در قالب تحزب و احزاب سیاسی متعارف نمی پسندیدند و با آن مخالف بودند و با اصرار فراوان پاره ای از شاگردان خود نیز؛ با تأسیس حزب جمهوری اسلامی موافقت کردند و در واقع و اصالتاً بیشتر و پیش تر از تائید و تشکیل این حزب، سران اصلی آن را که از دست پروردگاران خود می شماردند تائید نمودند و در نهایت به توصیه ایشان و موافقت مسئولین، حزب مزبور نیز بنا به مصالح کشور و انقلاب تعطیل گردید.
در هر صورت ، امام خمینی با پذیرش و مفروض انگاشتن اصل آزادی احزاب، زمینه ای را فراهم آورد که گروه ها و سلایق گوناگون بتوانند در درون نظام جمهوری اسلامی به گونه ایی مشروط به فعالیت بپردازند که اهم این شرایط بدین شرحند: رعایت چارچوب قوانین دینی و رعایت مصالح و قوانین کشور در فکر و آراء و در رویه های عملی، عدم برخورد مسلحانه با نظام سیاسی اسلامی ، بیان انتقاد و دوری از توطئه ، عدم وابستگی به قدرت های بیگانه ، عدم اِضرار به جامعه و نظام سیاسی و اشخاص ، برخورداری از پذیرش و حمایت مردم و سازگاری با انسجام و همبستگی ملی و اجتماعی .



انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده:  
پست الکترونیک:
نظر: