تحلیلی از قیام امام حسین (ع) در گفتاری از آیت الله دری نجف آبادی

کد خبر: 13732   تاریخ خبر:  15/11/1388        
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
امام حسین (ع)حکومت جور را به رسمیت نمی شناخت

در گفتاری  که پیش روی شما است قیام امام حسین (ع) به صورت تحلیلی و از زبان  آیت الله دری نجف آبادی ،دادستان سابق کل کشور و نماینده فعلی ولی فقیه و امام جمعه اراک مورد بررسی قرار گرفته است . در این مقاله  تلاش شده است تا ابعاد مختلف این قیام از جمله نگاه امام به تشکیل حکومت نیزعلت استفاده یا عدم استفاده امام از علم فرابشری خود و تاثیر این قیام بر نهضت های بعدی اسلامی مورد بررسی قرار گیرد . آنچه می خوانید حاصل این گفتگو است.



علت اصلی قیام و نهضت اصلی  قیام  اما م  حسین   (ع)را می توان از سخنان گرانسنگ ، ارزشمند و ماندگار آن حضرت و یاران وفادارش بدست آورد .
بنده فهرست وار به چند موضوع مهم و کلیدی اشاره میکنم:
1- به رسمیت نشناختن حکومت یزید و بنی امیه و مبارزه با استبداد و دیکتاتوری و حکومتهای طاغوتی و سلطه گر و خود کامه ان اعبدوا ا... و اجتنبو الطاغوت
2- حفظ ، صیانت و احیای اسلام اصیل در برابر تحریف ها و انحرافها و بدعتها و اسلام بدلی و ساختگی بنی امیه
3- قیام لله و امر به معروف و نهی از منکر و برقراری عدالت اجتماعی قل انما اعظمکم بواحده
4- تبیین اسلام محمدی ، اسلام اصیل و راستین ، اسلام اهل البیت (ع) در برابر اسلام مورد ادعای دربار خلافت
5- مبارزه با فساد و فحشا و منکرات و احیای حقوق مظلومان و محرومان
6- احیای شعائر اسلامی و برقراری امنیت و عدالت و صیانت از کرامت انسانها
7- تلاش در راه ارائه الگوی عملی از سیره رسول اعظم (ص) و امیر المومنین (ع) و امام مجتبی (ع) و حاکمیت اسلامی و امامت و رهبری عترت
8- برقراری عدالت و امنیت در سایه ایمان و قرآن و ولایت نه سرنیزه و تفنگ و خشونت
9- دفاع از آزادی و کرامت و حرمت و عزت انسانها و بیداری و حیات معنوی جامعه اسلامی
10- صیانت از بیت المال مسلمانان و تامین حقوق حقه و همه جانبه مردم
11- برقراری اصلاحات عمیق اجتماعی ، سیاسی ، قضائی ، اخلاقی ، اقتصادی ، فرهنگی و اعتقادی خرجت لطلب الاصلاح فی امته جدی محمد (ص) ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر
12- مبارزه با جهالت و ضلالت و تلاش در راه بیداری اسلامی و عزت و شرافت امت اسلامی
13- مبارزه با اشرافیت و اشرافی گری و بازگشت به جاهلیت توسط رژیمهای اموی و عباسی و مزدوران و سرسپردگان و عمال آنها و نیز با دستگاههای خبر سازی و خبر تراشی و جعل خبر و تحریف و انحراف و بدعتگذاری در دین و تخریب پشتوانه های عمیق اسلامی و ستونهای خیمه دین و قرآن
14- مبارزه با عالم نمایان و مدعیان دین شناسی وپاسداری از دین دین فروشانی که نان را به نرخ روز می خورند و به نام دین راه را برای طاغوتها و منحرفین هموار می نمایند و گفتار و نوشتار و اعمال آنها عامل فساد و فتنه و تباهی جامعه اسلامی می شود . سخنان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در منی بهترین نمونه این برخورد و مبارزه است نامه وجود نورانی حضرت زین العابدین (ع) نیز به زهری ( محمد بن شهاب زهری ) شاهد دیگری بر این حقیقت است .
به هر صورت بیان رسالت علمای واقعی از مدعیان عالم نما ، متظاهر یا فریب خورده و آخوندهای درباری و وابسته خود موضوع مهمی است که در صدر اسلام و در انحرافات و بدعتهای آن عصر و در طول اعصار و قرون همواره یکی از آسیبها و گرفتاریهای جانکاه دنیای اسلام بوده و این قبیل دین فروشان بهترین طعمه برای جباران و جاده صاف کن طاغوتیان بوده اند که باید هوشیار بود . اهداف فوق برای آنحضرت اصل بود . و برای تحقق آن آماده بود . ولو با خون و شهادت خود و عزیز ترین یارانش این رسالت بزرگ را ایفا نماید . و چراغ و مشعل هدایتگر قرآن و عترت را روشن نگهدارد او برای شهادت آماده بود ولی برای تسلیم و سازش هرگز .
آن بزرگوار شهادت در راه حق و عدالت و آزادی و آزادگی و کرامت انسانی را افتخار میدانست بدون تردید در آنجا که امر انسان دایر باشد بین ماندن در این دنیا و حفظ جان خود در برابر تهاجم و یورش جباران و ستم پیشگان و یا تقدیم جان در راه حفظ اسلام و قرآن و ارزشهای متعالی و حیات برتر و الهی در اینجا جان را باید در راه دوست داد . و خداوند خریدار  جانهای پاک و گوهر های درخشان توحید و جهاد است .
که : ان ا... اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه
همانا خداوند از مومنان جانها و اموال ایشان را خریداری نموده که برای آنها بهشت باشد .
خریدار و مشتری خداوند است و او طالب جانهای پاک و مشتاق و شیفته حق و عدل و مال و جان پاکان و پاکیزگان است .و در ازای آن رضوان الهی بر ایشان مبارک باد.
در اینجا باید جان را در راه دوست فدا کرد حفظ جان برای حفظ اسلام است و حفظ اسلام برای آنستکه جامعه راه سعادت را بشناسد و در بیراهه قرار نگیرد و چراغهای هدایت روشن باشد و معالم دین برافراشته باشد .
 اگر فداکاری و از خود گذشتگی نباشد هرگز درخت دین ببار نخواهد نشست و چراغ ایمان روشن نخواهد ماند و دست تبهکاران از سر مردم کوتاه نخواهد شد .
در قیام امام حسین (ع) ده ها درس و سر مشق و عبرت و چراغ هدایت نهفته است تا بشریت را به صراط مستقیم ایمان و ولایت رهنمون شود .
و پایگاه توحید را زنده نگهدارد و کانونهای فساد و تباهی را بچالش بکشد .
در جریان کربلا و عاشورا گوهر دین میدرخشد و ارباب معرفت را سیراب میکند . و دلهای تشنه و جانهای خسته را امید میدهد و مشعل پاکی و دین داری و تقوی مداری را می افروزد.
قیام امام حسین (ع) و نهضت عاشورا بزرگترین دانشگاه تربیت نفوس و تهذیب جانهای مشتاق است امام (ع) خود فرمود :
الا و ان الدعی بن الدعی قد رکزنی  بین اثنتین بین السله و الذله و هیات منی الذله و یابی الله ذلک لنا و رسوله و حجور طابت و حدود طهرت من ان نوثر طاعه اللئام علی معصیه الکرام
همانا پسر نابکار مرا بین دو چیز مخیر کرده یا شمشیر و یا ذلت  از ما به دور است و ما خانواده هرگز زیر بار ذلت نخواهیم رفت . و خداوند و رسولان  و دامن های پاک و اجداد طاهرین بما اجازه نمی دهند تا طاعت لئیمان را بر عصیان کریمان برگزینیم و تن به ذلت و سازش بستمگران بدهیم .
اینک به نمونه ای از سخنان گرانسنگ آن حضرت اشاره نموده تا اهداف آن بزرگوار بهتر مشخص و عینی و عملیاتی گردد این جملات معروف امام (ع) است که میفرماید :
الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه فلیرغب المومن فی لقاء ربه محقا فانی لا اری الموت الاسعاده و لا الحیوه مع الظالمین ....
اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا منافه فی سلطان و لا التماس شیئی من فضول الحکام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الا صلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک و تقام المعطله من حدودک.....      
در این سخنان بسیار بلند و حکیمانه امام علی (ع) به فلسفه و حکمت و اهداف خود اشاره می فرماید با خدایا تو میدانی که آنچه از ما اتفاق می افتد نهبخاطر تنافی و جنگ در قدرت است و نه برای زیاده خواهی و طلب متاع دنیا ولی برای آنستکه معالم دین تو را احیا کنیم و در شهر های تو اصلاحات را برقرار نمودهخ تا بندگان مظلوم تو در امن و امان باشند و حدود تعطیل شده تو اقامه گردد .


در پاسخ محمد بن حنفیه فرمودند :
یا اخی لو لم یکن فی الدنیا ملجا و لا ماوی لما بایعت یزید بن معاویه
ای برادر اگر در دنیا هیچ پناهگاه و تکیه گاهی نباشد هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد .
استراتژی امام (ع) آنستکه به هر قیمت در برابر یزید به ایستد و مقاومت کند و تسلیم نشود و تن به سازش  و ذلت ندهد این شعار و اصل در طول نهضت امام (ع) بصورت بارز و آشکار جلوه مینماید تا شعار همیشه جاوید آن حضرت که می فرماید : هیهات منا الذله
و در وصیت نامه نورانی خو برای محمد بن حنفیه در مدینه نوشتند :
و انی لم اخرج اشراً و لا بطراٌ و لا ظالماٌ و لا باغیا و لا مفسداٌ و لکن خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی رسول الله و ابی علی بن ابیطالب (ع)
من برای طغیان و سرکشی و نه خودخواهی و تکبر در برابر حق ونه از روی ستم و بغی و نه برای خوشگذارانی و یا افساد قیام نکردم بلکه قیام و خروج من از طاعت یزیدیان و مبارزه و به رسمیت نشناختن آنها برای طلب اصلاح در میان امت جدم (ص) میباشد و بنا و اراده من بر امر به معروف و نهی از منکر و احیای سیره و سنتهای جدم رسول الله (ص) و پدرم علی بن ابیطالب (ع) است
و در زیارت اربعین آن حضرت می خوانیم : فا عذر فی الدعاء و منح النصح و بذل مهجته فیک ....... لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله
پس از آنکه به شایستگیها و ویژگیهای آنحضرت اشاره نموده و بر آن بزرگوار بعنوان ولی خدا و حبیب او و برگزیده او و صفی خدا و برگزیده الهی سلام می فرستیم و درباره شخصیت نورانی سخن گفته و اینکه او سید و بزرگی از بزرگان عالم و پیشوائی از پیشوایان الهی و مدافعی از نگاهبانان حق و حقیقت معرفی نموده و بیان نموده که تمامی مواریث پیامبران الهی را به آنحضرت عطا فرموده و او را حجتی بر بندگان خود از میان اوصیا و جانشینان پیامبران (ع) قرار دادی او حجت خداست و او وصی از اوصیاست،.آنگاه به برنامه ها و اقدامات آنحضرت اشاره شده و اینکه آن بزرگوار بر بندگان تو اتمام حجت کرد و دردعوت بحق و ارشاد و هدایت و خیر خواهی و نصیحت با کمال مهربانی و عطوفت وظیفه خود را انجام و تکلیف خود را ادا نمود و خون پاک و مطهر فلب خود را در راه تو داد تا بندگان تو را از جهالت و نابخردی و حیرت و سرگردانی و ضلالت و گمراتهی برهاند و راه روشن هدایت و صراط مستقیم سعادت را به آنها بنمایاند .
دو فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر بصورت گسترده و ریشه ای مورد عنایت قرار گرفته و ابعاد این دوتکلیف الهی در سطح عالی هدایت ، رهبری ، سیاستگذاری و اداره جامعه اسلامی و نظام حاکم و دستگاه جبار اموی و تحریف و انحراف در اعتقادات اسلامی و بازگشت به جاهلیت و سلطه عناصر ناشایست و بی کفایت و جاه طلب و طاقوتی بر سرنوشت مسلمانان و بدعت گذار و بدعت گذاران و غلبه چهره های منافق بر امور امت بزرگ حضرت محمد (ص) و ضرورت مبارزه با آنها در راس برنامه های امام حسین (ع) و یاران آن بزرگوار و نهضت عظیم عاشورا قرار گرفته آن بزرگوار در کنار مرقد نورانی جد بزرگوارش پیامبر (ص) با آن حضرت سخن میگوید و مناجاه نموده و عرض میکند .
 اللهم انی احب المعروف و انکر المنکر تا آخر
بار خدایا تو می دانی که من معروف و کارهای نیک را دوست میدارم از منکر و کارهای زشت و ناپسند بیزارم .
در مدینه در پاسخ مروان میگوید : انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام بلیت الامه براع مثل یزید ،و لقد سمعت جدی رسول الله یقول : ان الخلافه محرمه علی آل ابی سفیان فاذا رایتم معاویه علی منبری فابقروا بطنه و قدراه و لم یفعلوا
باید به خدا پناه برد از اینکه سرنوشت امت اسلام به دست زمامداری همچون یزید بن معاویه بیفتد و باید فاتحه اسلام را خواند . بطور قطع از جدم رسول الله (ص) شنیدم که میفرمود : خلافت بر آل ابی سفیان حرام است .
و چون معاویه را بر منبر پیامبر بدیدید او مهلت را ندهید و شما او را دیدید و این کار را نکردید .
در جواب والی مدینه فرمودند : ایها الامیر انا اهل بیت النبوه و معدن الرساله و یزید رجل شارت الخمر و قاتل النفس المحترمه معلن بالفسق و مثلی لا یبایع مثله
ای امیر ما خاندان نبوت و معدن رسالت هستیم و یزید مردی شرابخوار و کشنده نفس محترمه و قاتل انسانهای بیگناه است و متاهر به فسق و فجور است و مثل منی هرگز با او بیعت نخواهد کرد . آری شخصیتی مانند حسین بن علیبن ابطالب (ع) در برابر عنصری پلید و آلوده و فاسد هرگز تسلیم نخواهد شد .
بدون تردید رسالت ائمه هدی (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام پاسداری و سیانت از هویت اسلام اصل و ارزشهای متعالی مکتب و تداوم خط نبوت و خاتمیت و تحقق اهداف پیامبران عظیم الشان الهی بوده هست و خواهد بود .
قرآن کرم هدف و انگیزه بعثت پیامبران (ع) را در چند محور اصلی تبیین می فرماید : از جمله : لقد بعثنا فی کل قریه رسولا ان اعبدوالله و اجتنبوالطاغوت
ما در میان هر قریه و سرزمین پیامبری فرستادیم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت اجتناب نمائید و این هدف دارای دو بعد نفی و اثبات و سلب و ایجاب می باشد و بنوعی شعار با عظمت توحید را تداعی نموده و بیان می نماید . نفی غیر خداوند متعال و اثبات ذات اقدس احدیت
نه و آری ؟! نه به همه جباران و طاغوتها و وابستگان آنها و اثبات و بندگی ذات احدیت مبارزه با طاغوت در هر شکل آن ، نفی شرک در لایه های مختلف، شرک در اعتقاد و اخلاق و عمل ، نفی حکومتهای فرعونی و طاغوتی و غیر الهی در هر شکل و قیافه که باشد . اجتناب از حکومتهای شاهنشاهی ، فرعونی ، طاغوتی ، استبدادی ، فردی ، خودکامه ، توارثی ، اشرافی و اشرافی گر و پرهیز از مسرفین ومفسدین .
احیا و برقراری حکومت الهی ، عدالت و کرامت انسانی ، عزت و اقتدار ، مسئولیت و خدا خواهی ، وحدت ، اخوت و الفت اسلامی ، اصلاحات عمیق در ساختار های امت اسلامی و تعلیم و تربیت اسلامی پاسداری از اصول و ارزشهای دینی و اخلاقی ، تحکیم پیوندهای عمیق معنوی و اجتماعی با محوریت قرآن و عترت برای اداره جامعه و روابط بین المللی ، برقراری صلح و امنیت جهانی بر مبنای اصول یاد شده را باید جزء اهداف پیامبران عظیم الشان الهی و رهبران آسمانی دانست .
 در همین راستاخطبه های امام (ع) روز عاشورا خود حاوی مطالب و محورهای بسیار گویا ، زنده ، انسان ساز و حیاتبخش است که جداگانه باید مورد واکاوی و ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد . سه خطبه در روز عاشورا به آن حضرت نسبت داده شده که مواضع بر حق آن بزرگوار را نشان می دهد .چه بسا مجموع اهداف یادشده از بیانات نورانی امام حسین (ع) در منی و در جمع هزار نفر یاد بیشتر از اهل بیت (ع) و رجال برجسته سیاسی و مذهبی و نخبگان و فرهیختگان از صحابه و تابعین در سال 58 ه ق و دو سال قبل از مرگ معاویه بخوبی استفاده میشود . این خطبه شریفه را که بنا بر دعوت آن حضرت و در منا صورت پذیرفته مرحوم محمدبن علی بن شعبه در کتاب شریف تحف الحقول نقل فرموده و در کتابهای دیگر نیز بدان اشاره شده است (ازجمله مرحوم مجلسی (ره) در بحار منجوی آن را نقل فرموده )
امام (ع) رسالت علما بالله و امنافی الله را در این خطبه شرح داده و عوامل عزت و انحطاط ملتها و امتها را بیان فرموده و ریشه ها و علل شکوه و عظمت یا سقوط و ذلت ملتها و امتها را برشمرده و چیزی شبیه خطبه شریفه فاصعه و سرگذشت ملتها را بیان فرموده و بر رسالت عظیم علما بالله تاکیده فرموده و از غفلت و جهالت و سهل انگاری و بی تفاوتی علمای اسلام در برابر تحریف ها و انحرافها و بدعتها به شدت انتقاد فرموده و نقش علمای دینی را در مبارزه با بدعتها و تحریفها یاد آور شده و بر وظیفه ایشان در حمایت از حقوق ضعفا و نیازمندان و مبارزه با ظالمان و مستکبران و دفاع از حقوق محرومان و مظلومان تاکید وعنایت فرموده اند . البته بزرگترین محور در این امور وجود مبارک اهل البیت (ع) و وجود نورانی رسول اعظم (ص) و امیر المومنین (ع) و فاطمه زهرا علیهم السلام و امام حسن (ع) و شخص سید الشهدا (ع) بود .و الا دربار خلافت اموی از تظاهر به دین داری و بیان کلیات و یا سخنان چند پهلو و مبهم و یا تظاهر به دوستی و علاقه به اهل البیت (ع) دریغ نمی کردند .؟!
نگرانی و دغدغه اصلی آنها شاخص بودن اهل البیت (ع) حاکمیت آن بزرگواران نفی طاغوتها و طاغوتیان ، نفی جریانهای انحرافی و دروغین و غلبه فرزندان طلقا و دعی بن دعی ها بر سرنوشت مسلمانان بود .
بفرموده حضرت زینب (س) در مجلس یزید : فالعجب کل العجب لقتل حزب الله النجبا بحزب الشیطان الطلقا فهذه الایدی تنظف من دمائنا و الافواه تتحلب من لحومنا  تا آخر 
چه شگفت انگیز و عجیب است که پاکترین و شایسته ترین و نجیب ترین انسانهای عاشق خدا و پاسدار حقیقت به دست پلیدترین شیطان صفتان آزاد شده به شهادت برسند . از این دستهای جنایتکار شماست که خون پاکان می چکد و این دهانهای شماست که از آن خون می ریزد و گوشت آن عزیزان را قطعه قطعه کرده و میبلعد .


همواره این سوال و سوالاتی مشابه ان  مطرح شده که  امام حسین (ع) با وصف آنکه می دانستند در کربلا به شهادت خواهند رسید ، به این سرزمین وارد شدند؟ آیا در اموری از این دست امام (ع) مجاز به استفاده از علم فرابشری خود نیست؟یا اینکه امام (ع) بصورت کلی می دانستند ولیکن جزئیات را تا ساعات آخر نمیدانستند و بصورت کلی و بقچه بسته به شهادت خود علم داشتند اما کی و کجا و چگونه و در چه شرایطی این امور دیگر برای آن حضرت روشن نبود  در پاسخ این قبیل شبهات از دو راه توضیح داده میشود .
الف – از طریق علم لدنی و علم غیبی و مقام امامت و ولایت
ب – از طریق اخبار پیامبران و رسول اکرم (ص) و پدر بزرگوارش
ج – از لحاط طرق و شرایط عادی و علوم متعارفه و تحلیل دقیق شرایط آن روزگار
از طریق اول بدون تردید مقام امامت ائمه هدی (ع) و مقام عصمت و طهارت آن بزرگواران یک مقام اعتباری و قرار دادی و جعلی نیست همانند مقامات اعتباری دنیا بلکه ریشه این موضوع به جعل و شایستگی الهی مربوط می شود و آن حضرت امام من عند الله است و همانگونه که نبوت و رسالت مقام انتصابی و براساس شایستگی است مقام ولایت نیز با نصب الهی صورت می پذیرد و من عند الله است .
قرآن کریم میفرماید : الله اعلم حیث یجعل رسالته 
و باز قرآن کریم میفرماید : انی جاعلک للناس اماما
در هر دو آیه جعل الهی مطرح است و هر دو مقام نبوت و امامت مجعول من قبل الله است . و جاعل وافاضه کننده و ولی الاطلاق اوست . و دیگران با افاضه او کسب فیض خواهند نمود .
مقام ولایت عطای الهی است . هذا عطاونا فامنن اوامسک بغیر حساب و همینطور که خداوند به حضرت سلیمان داده به دیگران نیز افاضه خواهد فرمود . خداوند به سلیمان (ع) منطق الطیر آموخته است و این سفره عطای الهی است و به آصف بن برخیا بخشی از علم کتاب را آموخته است : قال الذی عنده علم من الکتاب
و به حضرت خضر ( عبدا من عبادنا )) علوم و سطوح دیگری از علم را آموخته و به پیامبر عظیم الشان خود حضرت کلیم الله دستور می دهد . که به خدمت او برسند و از سفره او کسب فیض کند :فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه حکما و علما
حضرت موسی (ع) به همراه خود بنده ای از بندگان ما را یافتند که به او حکم و علم آموخته بودیم ...این مراتب را در حد اعلا به رسول الله (ص) و امیر المومنین (ع) و ائمه هدی (ع) عنایت و افاضه فرموده است .
و علم الکتاب را آموخته نه علم من الکتاب یعنی تمامی کتاب را آموخته نه برخی از علم کتاب را
و یقول الذین کفرو الست مرسلا قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده الکتاب
در داستان آصف بن برخیا  وزیر سلیمان (ع) کلمه من آمده است که برای تبعیض است . ولی در این آیه کریمه در آخر سوره رعد کلمه من نیامده و دو شاهد برای رسالت ذکر شده خداوند و من عنده علم الکتاب که وجود مبارک امیر المومنین (ع) باشد . ( علاقمندان به کتاب خلافت و امامت نوشته مرحوم محمد تقی شریعتی مراجعه نمایند ) اهل البیت (ع) و امام حسین صلوات الله علیه مظهربسیاری از کمالات و فضائل و مناقب و کرامات است . و امتیازات و ویژگیهای آنحضرت را از قبل از ولادت تا پس از شهادت کمتر در شخصیتی می توان یافت که ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه او شفاعت میکند و شفا می دهد و تربت او شفاست... 


 


 در زیارت شریف جامعه میخوانیم که :
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الوحی و معدن الرحمه و خزائن العلم و منتهی الحلم تاآخر .
که هر یک از عناوین یاد شده برای بیان مطلب کافی است و نشاندهنده ارتباط با غیب و ملکوت عالم و محل هبوط وحی و معدن رحمت و خزانه علم الهی هستند . البته تفضیل مباحث مربوط به زیارت شریف در جای دیگر باید پیگیری شود .
نزدیکترین افراد به وجود نورانی رسول الله (ص) وجود مبارک حضرت علی (ع) بوده که قبل از بعثت رسول اکرم (ص) و از کودکی در خدمت ایشان بوده اند بگونه ای که می فرماید : پیامبر (ص) لقمه میگرفت و به دهان من می گذارد .
در کنار آنحضرت می خوابیده و بدن ایشان را میبوئیده و مشام خود را از عطر آنحضرت معطر میساخته و پس از بعثت اولین شخصی که از مردها ایمان آورده حضرت علی بن ابیطالب (ع) بوده و خود میگوید در کنار رسول الله بودم که صدای ناله ای شنیدم عرض کردم یا رسول الله این صدا چه بود فرمود این ناله شیطان است .  قد ایس من عبادته
و فرمود : انک تسمع ما اسمع و تری ما اری لکنک لست بنبیی و لکنک وزیر و انک علی خیر
تو میشنوی آن چه را که من میشنوم و می بینی آنچه را من میبینم و لیکن تو پیامبر نیستی ولی تو وزیر هستی و تو برصراط خیر هستی و گام برمی داری ،پس از آن و در طول 23 سال همواره در خدمت پیامبر (ص) بود :و قد علمتم منزلتی بالقرابه القریبه و المنزله الخصیصه ( نهج البلاغه خطبه شریف قاصعه) پیوسته بر رسول خدا وارد میشد و یا رسول الله بر خانه فاطمه وارد میشدند و از معارف ناب محمدی (ص) در کام آن بزرگواران می ریخت .
در روایت شریف آمده است :قد کنت ادخل علی رسول الله کل یوم دخله و کل لیله دخلهفیخلینی فیها ادور معه حیث دار و قد علم اصحاب رسول الله (ص) انه لم یصنع ذلک باحد من الناس غیری    ( اصول کافی جلد 1 صفحه 64 )
اینطور نبود که همه از رسول خدا بپرسند و یا بشنوند و یا هر کس سوال کرد بفهمد بلکه دوست میداشتند عربی از بیابان بیاید و سئوالی کند و آنها بشنوند . لیکن حساب علی (ع) حساب دیگری بود . ( روایت مفصل است، مراجعه شود )
کتابهای ارزشمند که تحت عنوان جامعه  و صحیفه و جفرو در نتیجه این نوع مراوده و معاشرت در زمان رسول اکرم و یا پس از وفات آن بزرگوار و در رابطه به صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیه بوده است . و روایات و شواهد و قرائن در این رابطه فراوان است .
در بعضی نقل آمده که طول کتاب جامعه 70 ذراع بوده و بصورت طومار و همانند ران شتری بهم پیچیده و در آن معارف و حقایق غیبی مکتوب گردیده است و این کتاب شریفه در اختیار ائمه هدی علیهم السلام بوده و اکنون در اختیار حضرت بقیه الله قرار دارد . و در آن تمامی مسائل مورد نیاز از جامعه بشریت تا قیامت مندرج است .
روایات مربوط به شب قدر ، مربوط به مقام امامت و خلافت ، ولایت الهی ، جامعیت نسبت به اسمای حسنای الهی ، مقام انسان کامل ، این که علم غیب اختصاصی خداوند عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداٌ الا من ارتضی من رسول....البته این بدان معناست که کسی جز ذات اقدس احدیت عالم به غیب نخواهدبود و هر کسی بمقام ولایت الهی نائل شود و مظهریت اسمای حسنا و صفات علیای حضرت حق را بیابد بتعلیم الله خداوند باو تعلیم خواهد فرمود :و علم  آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه ،خداوند منان معلم است و یا درباره حضرت عبد صالح (خضر ) فرمود :فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه حکما و علما....
در سخنان امام حسین (ع) نیز نکات و اشارات فراوانی به آمادگی آنحضرت برای شهادت آمده است از جمله در مدنه در پاسخ ام سلمه (س) فرموده اند :
یا اماه و انا اعلم انی مقتول مذبوح ظلما وعدوانا وقد شاء عز و جل ان یری حرمی رهطی مشردین و اطفالی مذبوحین تا آخر
ای مادر من میدانم که مقتول و شهید خواهم شد از روی ستم و تجاوز و خداوند چنین خواسته در عبارت دیگری که فرمودند : وانی  مقتول لا مجاله و لیس لی من هذا بد و انی والله لا عرف الیوم الذی اقتل فیه و اعرف من یقتلنی تا آخر
در پاسخ عمر اطراف که از برادرش امام مجتبی (ع) از پدرش امیر المومنان (ع) از رسول الله برادرش نیز فرمود :
حدثنی ابی ان رسول الله (ص) اخبره بقتله و قتلی و ان تربته تکون بالقرب من تربتی
ادینه انک علمت ما لم اعلمه و الله لا اعطی الدینه من نفسی ابداٌ
آیا تصور می کنی تو میدانی چیزی را که من نمی دانم نه این چنین نیست بلکه از پدرم شنیدم که از رسول خدا (ص) نقل می فرمود که پیامبر (ص) او را از شهادت خودش و من خبر کرده بود . و اینکه تربت و قبر مطهر آن بزرگوار در نزدیک تربت و قبر من خواهد بود (( کربلا و نجف)) مطلب اینستکه من ذلت را در برابر اینان نخواهم پذیرفت و تن به سازش با نابکاران نخواهم داد و دست در دست جنایتکاران نخواهم گذاشت .
اخبار قطعی خبر از شهادت امام حسین (ع) می داد و می دهد و بنظر میرسد اصل مسئله جزئ مسلمات بوده و تردید و دغدغه در آن روا نباشد چرا ممکن است نسبت به خصوصیات آن نظرهای گوناگون ابراز شود .
تذکر این مطلب نیز لازم است که بسیاری از اخبار و روایات از ویژگیهای جریان کربلا و عاشورا و امام حسین (ع) و امتیازات آن سخن می گوئید . و مستقیماٌ متعرض شهادت و علم بشهادت نشده ولیکن هر انسان منصفی میتواند تشخیص دهد که مصداق تمامی این روایات جریان نهضت کربلا و عاشورا و امام حسین (ع) است اخبار مربوط به پیامبران (ع) در این باره و در رابطه با خلقت حضرت آدم (ع) و پنج نور مقدس و شهادت حضرت سید الشهدا (ع) تا اخبار مربوط به رسول اکرم (ص) و عبور امیرالمومنین (ع) از سرزمین کربلا و گریه آنحضرت و خبر دادن از محل نزول کاروان و ریخته شدن خونهای مقدس ایشان و اخبار جبرائیل امین به رسول الله در هنگام ولادت آن حضرت و نکات و اشارات فراوان دیگر بگونه ای است که برای هر انسان منصفی اطمینان حاصل می شود و به نوعی تواتر اجمالی دارد .
در هر صورت بررسی این سری از اخبار و احادیث خود نیاز به کار گسترده تر علمی و تحقیقاتی دارد و در کتاب مسند امام حسین (ع) قریب صد و سی حدیث در این باره نقل شده علاقمندان می توانند مراجعه نمایند . ( مسند امام شهید جلد 1 صفحه 183 به بعد تالیف آقای عطاردی )
از جمله امام (ع) در مکه یا در هنگام خروج از مکه نامه ای به بنی هاشم نوشت: اما بعدفانه من لحق بی منکم استشهد معی و من تخلف لم یبلغ الفتح و السلام فرمود هرکس به من ملحق شود و بپیوندد با من شهید خواهد شد و هر کسی تخلف کند و همراهی نکند و باز بماند هرگز به فتح و پیروزی نخواهد رسید .
موضوع مهم دیگر بررسی شرائط آن روز دنیای اسلام و سخنان نخبگان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی با آنحضرت است .چندین نفر از رجال سیاسی و فعالان عرصه های مختلف در مدینه منوره با آن حضرت مواجه شده و نگرانی خود را از قیام امام و خطر بنی امیه اعلام می کردند از جمله اشخاصی که در این رابطه با امام سخن گفته محمد بن حنفیه برادر و وصی آنحضرت در مدینه است و امام (ع) او را وصی خود در مدینه قرار داده و هدف از قیام خود را بیان فرموده در این رابطه دو مطلب از امام واصل شده در پاسخ برادرش فرمود:
یا اخی لو لم یکن فی الدنیا ملجا و لا مإوی لما بایعت یزید بن معاویه تا آخر
ای برادر اگر در دنیا ملجا و پناهگاهی نباشد هرگز با یزید بن معاویه بیعت نخواهم کرد
در سخن با عمر اطرف برادر دیگرش فرمود پدرم نیز موضوع شهادت من را از جد بزرگوارم به من خبر داده است .
و در وصیتنامه خود اینچنین فرمود : وانی لم اخرج اشراٌ و لا بطرا و لا مفسداٌ و لا ظالماٌ و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی تا آخر
در پاسخ به عبدالله بن جعفر و یحیی بن سعید و عبدالله بن عباس و عبدالله بن زهیر و عبدالله عمر و عمروبن سعید و محمد حنفیه که به مکه آمده و در مکه مکرمه بود . نیز سخنان مشابهی فرموده و خبر از وضعیت خود و عدم بیعت با یزید و سازش نکردن با دستگاه جبار اموی و سرانجام سختگیری بر آن حضرت و شهادت آن بزرگوار سخن میگوید . البته مجموعه این ملاقات ها و گفتمان ها با آن حضرت و نکات ظریف و حساس و مواضع روشن و روشنگرانه امام (ع) خود بهترین سند بر بصیرت و روشن بودن شرایط بر آن بزرگوار است ،المومن ینظر بنور الله....



در کنار قبر رسول الله (ص) فرمودند :
اللهم انی احب المعروف و انکر المنکر واسئلک یا ذالجلال و الاکرام بحق قبر و من فیه الا اخترت لی ما هو لک رضی و لرسولک رضی
شب دوم مجدداٌ به زیارت قبر جد بزرگوارش رسول اکرم (ص) رفتند و بار دیگر این جملات از آن بزرگوار نقل شده است .
بار پروردگارا تو میدانی که من معروف را دوست دارم و منکر را ناپسند میدانم و از تو می خواهم به حق قبر و صاحب آن که آنچه رضای تو و رضای رسول تو است برای من برگزینی .( لذا موضوع امر بعمروف و نهی از منکر است )
در مکه نیز هنگام خروج خطبه ای ایراد فرمودند که سخن از شهادت و قیام الله مطرح میشود و از اطرافیان و علاقمندان می خواهد که هر کسی آمادگی شهادت دارد با آنحضرت همراهی کند الا و من کان باذلا فینا مهجته و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا فانی راحل مصبحا ان شاءالله
آن بزرگوار در این خطبه شریفه بطور دقیق خبر از شهادت خود میدهد و اینکه مشتاق ملاقات پدران خویش است همانطور که یعقوب مشتاق ملاقات یوسف (ع) بوده با رسیدن به سرزمین کربلا  گرگان گرسنه شکمبه های خود را از خود امام حسین (ع) و یاران او پر خواهند کرد البته خطبه شریفه نیاز به توضیح بیشتری دارد . در طول سفر از مدینه به مکه و از مکه به عراق و کربلا و کوفه امام (ع) همواره بر شهادت خود و اصحاب بزرگوارش تاکید فرموده و اینکه جز علی بن الحسین (ع) از فرزندان آنحضرت باقی نخواهند ماند و برای من اراده و مشیت الهی او ابو الئمه الثمانیه و پدر هشت امام خواهد بود و یا با اشاره به حضور امام باقر (ع) در کربلا همراه پدر و جد بزرگوارش امام حسین (ع) می فرماید هفت امام از نسل او خواهد آمد و هر یک را باسم و کنیه نام می برد و هفتمین امام از نسل آن بزرگوار حضرت مهدی (عج) اشاره فرموده و اینکه آن حضرت غیبت طولانی خواهد داشت و پس از آن ظهور خواهد فرمود و زمین را پراز عدل و داد می کند پس از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد .
یا می فرمود :
یا بن عباس اما علمت ان منعتنی من هناک فان مصارع اصحابی هناک
ابن عباس آیا نمی دانی از سرزمینی که مرا از رفتن به ان منع می کنی قتلگاه اصحاب ن آنجاست و من این را با علم و معرفتی که بمن داده شده می دانم .
یا فرمود : اعلم یقینا ان هناک مصرع اصحابی و لا ینجو منهم الا ولدی علی
میدانم که قتلگاه اصحاب من آنجاست و جز فرزندم علی (ع) نجات نخواهد یافت .
البته امام (ع) تفصیل این مباحث را در کربلا بطور کاملتر فرمود و در شب عاشورا ابعاد آن را بازگو فرمود و پرده ها را کنار زد و جزئیات بیشتری از وقایع پس از عاشورا و آینده شهدا و کربلا و درجات و مقامات قرب آن پاکان راه هدایت را عیان فرمود و نشان داد .
صبرا بنی الکرام فوالله ما الموت الا قنطرهتعبر بکم البؤس الضراء الی النعیم الدائه و الجنان الواسعه


امام حسین (ع) مامور به انجام وظیفه و تکلیف بود و بر اساس تشخیص صحیح و تکلیف عمل میفرمود و در هر مرحله اتمام حجت می نمود و می دانست که سرانجام این مسیر شهادت آن بزرگوار و یاران و اصحاب و انصار و اهل بیت حضرت و اسارت آل الله علیهم السلام است .
اساس قدرت بنی امیه و یزیدیان بر ظلم و جنایت است و مشروعیت ندارد و نیز کوچکترین تردیدی نداشت و برای مقابله با حکومت طاغوتیان و طاغوت تردید به خود را ه نمیداد و در صورتیکه تقدیر الهی مساعدت میفرمود و مردم کوفه وفادار می ماندند و زمینه برای تشکیل حکومت صالحان و شایستگان با زعامت آن حضرت فراهم می شد، چه خوب بود ... آن حضرت به فرزدق نیز چنین یاد آور شد:
ان نزل القضا بما نحب فنحمد الله علی الا ئه
اگر قضا و قدر الهی مطابق خواست ما تحقق پیدا کند ما خداوند را بر نعمتهایش سپاسگذار خواهیم بود و اگر قضا و قدر الهی به گونه ای دیگر رقم خورد و شهادت نصیب گردید پس آنکس که با نیت الهی قیام کرده و تقوا محور و مدابر حرکت اوست و تمامی وجود و تلاش او برای خداست و قیامش لله است هرگز از هدفش باز نخواهد ماند .و مسلم بن عقیل سلام الله علیه را نیز بر همین اساس اعزام فرمودند و در سخنان حکیمانه خود نیز از حکومت صالحان و پاکان و زعامت مردان الهی و رهبران آسمانی سخن گفت و چهره حکومت الهی را در برابر حکومت طاغوتیان ترسیم فرمود.
در نامه به مردم کوفه نوشت فوالله ما الامام الا العامل بالکتاب القائم بالقسط الدین بدین الحق الحابس نفسه علی ذات الله بخداوند سوگند امامت و رهبری زیبنده و شایسته کسی نیست جز اینکه دارای چهار ویژگی و خصلت باشد:
1- عمل به کتاب خدا بنماید
2- به قسط و عدالت در میان مردم قیام کند
3- دین باور و متدین به دین حق باشد
4- خود را وقف و حبس در راه خدا بنماید و نه تنها در بعد اعتقادی و ایمانو اطمینان دین باور و حق مدار باشد بلکه خود را وقف ذات خداوند بنماید و جز به رضای او نیندیشد و در برابر او تسلیم باشد و اراده ای جز اراده الهی نداشته باشد . چنین ولیئی میتواند که کتاب خدا را امام خود قرار دهد و به قسط قیام کند و البته این صفات بسیار مهم و سرنوشت ساز است و خود یک کتاب میباشد .
امام در سخنان بسیار روشنگرانه و عمیق در برابر لشگریان حربن یزید ریاحی فرمود :
و لقد سمعت جدی رسول الله (ص) یقول : من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله  نا کنا لعهد الله یعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقا علی الله ان یدخله مدخله (این خطبه طولانی است و ادامه دارد علاقمندان میتوانند در کتابهای مربوط ملاحظه نمایند )
اما آنچه مهم است آن است که تمامی شرایط از قبل از ملاقات با حر بن یزید ریاحی و یا خبر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع) در منزل زباله و در بین راه موضوع شهادت برای آن بزرگوار قطعی بود و تصور پیروزی ظاهری با نظر خبرگان سیاسی و صاحبنظران آن روزگار در مدینه ، مکه و عراق و بین راه  هرگز سازگاری نداشت و امام (ع) که بر همه جریانها اشراف داشت و همواره تاکید آن بزرگوار بر نفی یزیدیان و به رسمیت نشناختن جباران بود نه تشکیل حکومت و در حقیقت آن حضرت بر نفی شرایط موجود و عدم صلاحیت یزید و باند کثیف اموی و بی کفایتی آنها . عدم وراثت در حکومت و اینکه حاکمیت اسلامی بر مبنای شایستگی و کفایت است نه وابستگی و وراثت .
انحرافات پس از رسول اکرم (ص) به صورتهای گوناگون شکل گرفته بود تا زمان خلیفه سوم به ویژه نیمه دوم دوران خلافت او و ضعف و پیری و ناتوانی از یک سو و تسلط کامل بنی امیه و بنی مروان و مروان حکم و دار و دسته اموی و مروانی و سفیانی و وابستگان آنها از سوی دیگر بطور کلی زمینه محور و تحریف و انحراف و بدعت در دنیای اسلام را فراهم آورده بود و سلامت دستگاه حاکمیته اسلامی کاملا در معرض خطر و تهدید قرار گرفته بود و چراغهای هدایت بسوی خاموشی می رفت و دامنه انحرافات بسیار وسیع شده بود که خود این انحرافات موجب شورش و عکس العمل مردم و قیام آنها در برابر دستگاه حاکم و در بار خلافت شد. و مردم در چند مرحله کوشیدند که با اصلاح دستگاه حاکم و دربار خلافت مسئله جمع و اصلاح شود و خواسته های بحق و مشروع مردم جامه عمل بپوشد . ولیکن متاسفانه چاره اندیشیها و حتی وساطت های امیر المومنین علی (ع) چندان چاره ساز و مفید واقع نشد و گوش شنوائی نبود . تا سرانجام شد آنچه نباید بشود و حوادث به قتل عثمان منتهی شد .
با اصرار و پافشاری انقلابیون و شخصیتهای فعال در صحنه مردم با امیر المومنین (ع) بیعت کردند و آنحضرت را وادار به پذیرش بیعت نمودند . گر چه حضرت تمایلی به پذیرش مسئولیت نداشت و اوضاع و شرایط را آرام و قابل اعتماد نمیدید بلکه دامنه انحرافات را خیلی ریشه دارتر و گسترده تر و چشمهای طماع و حریص برای قدرت و ثروت را در کمین و پرخورها و سرشاخه های قتنه را در انتظار فرصت و کارشکنی و جریان سازی می دید .
به هر صورت آن حضرت با توجه به تمامی شرایط و اصرار و ازدهام و حضور گسترده مردم بار مسئولیت را پذیرا شدند و تصمیم و عزم را جزم بر اصلاح امور کردند . لیکن پیمان شکنان و زور گویان و فریب خوردگان جاهل و بی تفاوت های غافل یا به دنبال فرصت می گشتند و هر یک به نوعی عرصه را ب آن حضرت و دوستداران و وفاداران پاکباخته آن بزرگوار تنگ کردند و همین جریانها سرانجام اوضاع حکومت اسلام را بدست گرفتند و با جنگ روانی و تبلیغاتی و تخریب و تهاجم نظامی و تهمت و افترا و شیطنت و شیادی قدرت اسلام را بدست گرفتند ،و در هر مرحله عمق فتنه ریشه دارتر و شاخه های آن گسترده تر و ابعاد آن پیچیده تر می شد . تا اواخر معاویه که کار بدعتگذاری و تحریف و توطئه به اوج خود رسید و آنها از تمامی سدها عبور کردند تا بهر قیمتی یزید را بعنوان ولیعهد و جانشین منصوب نموده و با فریب و تهدید و تخریب از مردم برای او بیعت بگیرند و او را تحمل کنند و مخالفان او را نیز به هر قیمتی تسلیم و وادار به سازش نمایند و بطور کلی مسیر خلافت اسلامی را منحرف کنند و حاکمیت الهی اسلام را به وراثت و سلطنت در بار شام تبدیل نمایند  و بطور کلی اسلام را وارونه کنند و اسلام بدلی دشمنان اسلام را بجای اسلام علوی بر مردم غالب کنند و تفسیر خود را اسلام به مردم القا و خود را قیم مردم بدانند و مردم را عبد و برده خود بشناسند .
سیر این انحرافات بسیار سریع ، گسترده ،ریشه دار و عمیق بود که دیگر از اسلام اسم و رسمی باقی نمی گذاشت و همانطور که در سخنان امیر المومنین (ع) آمده است :
ما اسلموا ولکن استسلموا بنی امیه اسلام نیاورده اند بلکه تسلیم شده اند مانند اسیرانی که در جنگ تسلیم می شوند .
آنها نیز در فتح مکه تظاهر به مسلمانی کردند و همین را نردبان ترقی خود قرار داده برای اینکه از درب خارج شده و از دروازه وارد شوند ویا از پنجره . و همینطور هم شد که ابوسفیان در جلسه خصوصی آغاز خلافت عثمان گفت : تلقفوه تلقف الکره، مانند توپ و چوگان آن را در دست بچرخانید .
اقدامات امام حسین (ع) در زمان معاویه نیز خود بهترین دلیل بر عدم رضایت آن بزرگوار نسبت به شرای حاکم و تسلط باند اموی بر سرنوشت دنیای اسلام و آثار و تبعات منفی و مخرب آنست . از باب نمونه نامه آنحضرت به معاویه و انتقادات شدید نسبت به عملکرد او قابل ملاحظه و دارای نکات بسیار حساس و آموزنده است . آن حضرت در نامه به بخشی از عملکرد خودسرانه و اقدامات وحشیانه آنها اشاره فرموده که از آن جمله است: اما بعد فقد بلغنی کتابک تذکر انه بلغک عنی امور انت لی عنها راغب .... ( بحار الانوار ج 44 صفحه 212)
خطبه امام حسین(ع) در منی در حضور جمع کثیری از صحابه و تابعین و مهاجرین و انصار و بزرگان اهل البیت و نخبگان و خبرگان جهان اسلام خود بهترین سند است و در کتاب شریف تحف العقول آمده است ( صفحه 240 به بعد )،اینجانب نیز شرحی بر آن نگاشته ام که خود موضوع مستقلی است .


 

انتهای پیام /*
خبرهای مرتبط
دیدگاه ها
برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده:  
پست الکترونیک:
نظر:
 
جدیدترین مطالب اخلاق و عرفان
کنفرانس وحدت اسلامی نمادی از اتحاد دلها و مذاهب

کنفرانس وحدت اسلامی نمادی از اتحاد دلها و مذاهب

در ‪ ۲۲‬کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی هر کنفرانس به موضوعی اختصاص داشته که می‌توان به وحدت اسلامی،

  وحدت از دیدگاه امام خمینى‏

وحدت از دیدگاه امام خمینى‏

متن سخنرانى حجةالاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى در هفتمین‏ کنفرانس وحدت اسلامى‏- شهریور 1373

رساله علمی خمینی جوان

رساله علمی خمینی جوان

نقد و بررسی کتاب «ده مقاله»، نویسنده حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی

سیمای حضرت مهدی(عج) در اندیشه امام خمینی(س)

سیمای حضرت مهدی(عج) در اندیشه امام خمینی(س)

از کسانی که جریان ظهور مصلح کل و عدل‌گستر جهانی در آثار و اندیشه او پرفروغ تجلی کرده مصلح بزرگ قرن ب

امام آسمانی

امام آسمانی

در ساعات آخر عمر امام، بیماری آن چنان بر ایشان شدید شد که آن حضرت توان از دست داده بود. امام رو به غ

جدیدترین مطالب سایت
هم نفس بهار ( فیلمی در بزرگداشت بانو خدیجه ثقفی )

هم نفس بهار ( فیلمی در بزرگداشت بانو خدیجه ثقفی )

این فیلم پیش از این و به مناسبت رحلت خانم خدیجه ثقفی ، همسر مکرمه رهبر کبیر انقلاب از سوی پایگاه اطل

دستخط خانم امام

دستخط خانم امام

این مطلب دستخط صفحه دوم از دو دفترچه خاطرات خانم خدیجه ثقفی است که به قلم ایشان نوشته شده است. این

بی تو/ شعری از سید علی خمینی دررثای بانوی بزرگ انقلاب

بی تو/ شعری از سید علی خمینی دررثای بانوی بزرگ انقلاب

شعری از سید علی خمینی دررثای بانوی بزرگ انقلاب

امام نیم بیت یک شعر را در خواب به خانم گفت

امام نیم بیت یک شعر را در خواب به خانم گفت

گفت وگو با خانم دکتر فاطمه طباطبایی عروس حضرت امام خمینی(س)

... یعنی با آقا چه می‌کنند ؟

... یعنی با آقا چه می‌کنند ؟

گفت وگو با خانم دکتر زهرا مصطفوی دختر سوم حضرت امام خمینی (س) درباره مادر